دیروز فاطمه میگفت بچه ها چه جدی و غمگین شده اند .... خدا خودش شاهد است که شرمنده شما شده ام این چند روزی ... حقیقتا دلم نمی خواهد چشمان نازنینتان این خانه را اینقدر غمگین ببیند و اینجا را هم حریم شخصی خود نمی دانم که بگویم به کسی دخلی ندارد... اما چه کنم این روزها حال و روز غریبی دارم ... کاش میشد به قول مهتاب از خاطرات عبور و به فکر آینده بوود و برنامه ریزی کرد ... اما نمی شود از بعضی اتفاقات و احوالات به سادگی گذشت ...
دیروز یا شایدم پریروز (همین تاریخ ساده هم در ذهنم یافت نمی شود) با محمدحسین بوودیم و پیرامون عاشورا حرف زدیم و عکس های عاشورایی محمدحسین را دیدیم و لذت بردیم ... دوست داشتم این روزها یک مسابقه عکس با موضوع عاشورا در این خانه برگزار کنم که متاسفانه نشد و حوصله ای هم از برایم نمانده بابت اش...
اما عکس های زیبای محمدحسین بسیار دلربا بوود و مرا واداشت به ایجاد جعبه ای با عنوان برداشت آزاد که از این پس مطالب و عکس ها و اشعار دوستان را که به نظرم قابل عرضه باشد، در آن می گذارم... باشد که مورد پسندتان آید...
امشب ساعت 11، از میان انبوه عکس های جالب و زیبای عاشورایی محمد حسین، تعدادی را به انتخاب حقیر و به صورت برداشتی آزاد، خواهید دید...
هر جور راحتی همون جور بنویس یه روز شاد یه روز غمگین. خودسانسوری نداریم. اینجا رو نویسنده ش می چرخونه که هر سازی بزنه ما باهاش کوکیم
با سپاس فراوان از محمدحسین.
( این متلک منو به دل نگیرین خوااااااااهشا)
من از ایشون تقاضا دارم یه عکسشونم بدن واسه هدر اینجا
دست شما درد نکنه آقا

شما هرچه بنویسید زیباست.چه غم باشه چه شادی
منتظرم عکسا رو ببینم
من و گنجشکای خونه دیدنت عادتمونه. عادت کردیم به این خونه.
بس که آقایی
دلی که نگیره... دلی که تنگ نشه... دلی که نشکنه.... دل نیست...
منظورمو بد برداشت کردی حسین خان...دیگه توضیحش بماندولی منظورم کس خاصی نبود...
ولی من بر عکس دوستان میگم که چه معنی داره تو این همه وقت دلت بگیره ؟ ها ؟مگه من مردم ؟
ببین غم و شادی ... تاسف و خوشحالی اندازه داره بیشترش عادت میشه ... خوبیت نداره...
پس لطفا لطفا دیگه غمگین نباش...خوب؟
راستی بسی این عکس ممدوسین زیباست ...
منتظر بقیه اش هستم...
سلام به حسین و همه بچه ها
از اینکه اینقدر به من لطف داری متشکرم
امیدوارم توانسته باشم حق مطلب رو ادا کنم و کارها در شأن رفیع مخاطب بوده باشه
التماس دعا
به به
چشممان به جمال ممدوسین خان هم روشن شد
:)
خیلی دلم میخواد حق مطلب رو ادا کنی جداً
به به
جیگر بابا
چشم ما هم به جملتان و جاهای دیگرتان روشن شد