ای صورت زیبا که به سیرت ملک استی...

مراسم عزاداری سرور و سالار شهیدان در اقصی نقاط کشور، با آداب و رسوم مختلفی برگزار میگردد که علاوه بر مباحث اعتقادی، دارای ارزش هنری و جذابیت های بصری فراوان می باشد.

محمدحسین با دوربین عکاسی اش به منطقه بازار و چهار راه گلوبندک که از مناطق قدیمی تهران است، رفته بوود تا بخشی از زیبای های مراسم عاشورا و تاسوعا را از قاب نگاه تیز بینش ثبت و ضبط کند ... تعداد عکس ها به گمانم بیش از 150 تا بوود ... در اکثر قریب به اتفاق عکس ها، آنچه جلب توجه می نمود، وجود انسان ها در تصاویر بوود ... گویی عکاس ما واکنش های مردم در سنین و اصناف مختلف را نسبت به مراسم سوگواری حضرت عشق، دستمایه قرار داده بوود .... هرچند در برخی از تصاویر، آداب و سنن و جلوه های هنری، بیش از عوامل انسانی جلب توجه می نمود.

.

اما این حقیر از این میان، 35 عکس را انتخاب نمودم.... دلیل انتخاب این عکس ها هم در حقیقت ... علاقه ذاتی اینجانب به آوانگاردیسمی است که از پس چهره های رئالیستی مردم برمی آید.

شما هم نظراتتان را نسبت به تک تک عکس ها می توانید بیان کنید و ایضا برداشتتان و انتخابتان را...

با سپاس مجدد از ممدوسین عزیز، عکس ها را می توانید در ادامه ببینید.

1)



2)



3)



4)



5)



6)



7)



8)



9)



10)



11)



12)



13)



14)



15)



16)



17)



18)



19)



20)



21)



22)



23)



24)



25)



26)



27)



28)



29)



30)



31)



32)



33)



34)



35)



نظرات 61 + ارسال نظر
فاطمه جمعه 18 آذر‌ماه سال 1390 ساعت 12:06 ق.ظ

۸
۲۴
۳۳

فاطمه جمعه 18 آذر‌ماه سال 1390 ساعت 12:08 ق.ظ

هر چند تفلونه ولی عکساش چسبید

حسین جمعه 18 آذر‌ماه سال 1390 ساعت 12:13 ق.ظ

انتخابات جالب بوود فاطی
همش جذابه

ممدوسین جمعه 18 آذر‌ماه سال 1390 ساعت 08:51 ق.ظ http://qalamrizha.blogspot.com

سلام به همه بچه ها(خصوصاًفاطمه!!)
خواستم در مورد عکسها حرف بزنم اما هنوز زوده. فقط یه آمار میدم تا نظرمو آخر بگم.
1238 تا عکس عاشورا بود و محرم کلا به 2000 رسید. از 1200عکس عاشورا 263 تاشو انتخاب کردم برای اینترنت که در وهله اول 72 تاش که فقط آدمها بودن رو در گوگل پلاس گذاشتم.
لطف حسین به من هست که شرمنده ام میکنه. البته سلیقه اش به من نزدیکه.
تحلیل عکسها هم بمونه آخر...

سلام جیگر
مرسی که اومدی
تحلیل عکس ها بمونه آخر سر
شاید توو پست بعدی تحلیل خودم و خودتو نوشتم

belladona جمعه 18 آذر‌ماه سال 1390 ساعت 09:16 ق.ظ

الهی بگردم چقدر اینا قشنگ بودن همشون. من که تحلیل و اینا حالیم نیست ولی تازه می فهمم اون چیزی که من دوسش داشتن اسمش آوانگاردیسم هست! یه نمایشگاه می تونی بذاری محمد حسین از عکسات واقعا قشنگن و دل منو که بردن.

حسین جمعه 18 آذر‌ماه سال 1390 ساعت 09:56 ق.ظ

من عاشق عکس 35 و 27 هستم
مخوصا 35 چون اشک رو میشه دید ..... یه جورایی عصاره وجود آدم عکس هس

حسین به بلادونا جمعه 18 آذر‌ماه سال 1390 ساعت 10:14 ق.ظ

اختیار دارید ..... شا خیلی هم حالیتونه
حتما یه تحلیلی بده از عکسا

یک پیر جمعه 18 آذر‌ماه سال 1390 ساعت 10:20 ق.ظ http://arshadane.persianblog.ir

سلام
خیلی جالب بود..واقعا مرسی..به نظرم عکسارو با مشخصات بذارین بهتره تو نت گم نمیشه ... به نظرم همه عکسا در جای خودشون حرف برای گفتن داشت... فقط اون 2 تا بچه 1 و 28 عشقن عشق...

سلام مهتاب جان
سلیقه شما رو هم عشقه...
بابت کامنت هات در دو پست قبلی و لطفت هم ممنون...

یاسی جمعه 18 آذر‌ماه سال 1390 ساعت 01:23 ب.ظ

سلام.مرسی از ممدحسین و حسین جان.هر کدوم از عکسا حس خاصی دا شت من عکس ۳۵ و خیلی دوست دارم . بعد ۱۳ و۲۴و۳۳ .اما خوب کمی منتظر تفسیرشونم.

سلام یاسی عزیز .... دم شما گرم.... عکس 35 رو باهات موافقم .... اما بقیه عکس ها رو نمیتونم ببینم .... خیلی مسخره هستا نمی دونم چرا بلاگ اسکای نمیذاره وبلاگ خودمم رو ببینم....
من حتی نمی تونم مثل شما ها اینجا کامنت بذارم امروز...
دوست داشتم کامت بذارم و توو بحث شرکت کنم نه اینکه بیام در جواب بچه ها حرف بزنم .... ولی خوب فعلا نمی شه و کامنت های من رو این بلاگ اسکای میخوره...
مجبوور شدم بیام این حرفام روو اینجا بگم و چون یاسی خیلی مهربونه و آرومه، بنده نهایت سواستفاده رو کردم و دیواری کوتاه تر از کامنت یاسی پیدا نکردم و اینجا این حرفها رو گفتم...

به ممدوسین:
یه تحلیل کلی از عکسات رو برام خصوصی بذار تا بعد منتشرش کنم

مهدی جمعه 18 آذر‌ماه سال 1390 ساعت 01:35 ب.ظ http://keraye.blogsky.com

میشه گفت این عکسا از بی ریاترین صحنه های محرم بود
امسال خیلی از این صحنه ها کم بود.
وقتی عزاداری ها رو میبینم حس میکنم این فقط از روی عادته .
جوونا که بیشتر واسه تفریح و خوش گذرونی میرن هیئت.
نمیدنم چی بگم.
اگه بزاریم خیابونا از این دسته های عزاداری که نشونه ای از عزاداری ندارن خالی بمونه امام حسین راضی تره به خدا
مرسی حسین جان
عکسای قشنکی رو نشون دادی

سلام قربان
نظراتتون محترم بودد همش...
در ضمن جدیدا خیلی کم پیدایید.... فک کنم مسافرتی چیزی بودید.

حسین جمعه 18 آذر‌ماه سال 1390 ساعت 02:18 ب.ظ

آقا ما کامنتمان باز شد خدا رو شکر
یاسی راس میگه عکس 13 هم خیلی معنی داره
عکس 8هم محشره... نسل های مختلف رو نشون میده

فاطمه جمعه 18 آذر‌ماه سال 1390 ساعت 07:52 ب.ظ

سلام به همه بچه ها.(خصوصا ممدوسین!!)
به نظرم چیزی که در این ۳۵ عکس مشترکه ادب و متانت افراد هست.انگار همه در محضر آقا هستن ،انگار حضورش رو درک میکنن ،اکثرا دو زانو نشستن یا ایستادن
چهره هایی که با گریه واشک زیبا تر شده
ونگاههایی که نشان از این جمله داره:
یا لیتنی کنا معک

حسین جمعه 18 آذر‌ماه سال 1390 ساعت 07:59 ب.ظ

فاطمه تو هم برا خودت حاج خانومی هستیا
اینی که گفتی یعنی چه؟؟؟؟؟؟؟

فاطمه جمعه 18 آذر‌ماه سال 1390 ساعت 08:01 ب.ظ

یعنی ای کاش من هم با شما بودم

حسین جمعه 18 آذر‌ماه سال 1390 ساعت 08:03 ب.ظ

با ما کجا بوودی فاطی؟
هان؟

فاطمه جمعه 18 آذر‌ماه سال 1390 ساعت 08:07 ب.ظ

تو باز افکار شیطانیت گل کرد؟

حسین جمعه 18 آذر‌ماه سال 1390 ساعت 08:10 ب.ظ

نه به جوونه تو کلی گفتم
فاطی نظرت راجع به عکس 13 چیه؟

حسین جمعه 18 آذر‌ماه سال 1390 ساعت 08:15 ب.ظ

من عکس 13 رو هرچی نگاه میکنم گیج تر میشم
خیلی عجیبه

فاطمه جمعه 18 آذر‌ماه سال 1390 ساعت 08:22 ب.ظ

اوج احساسش رو نشون داده
همه این چیزایی که گفتم رو با هم داره
ولی یه کم عین تو فیلماس میدونی انگار ژست گرفته واسه عکس

یک پیر جمعه 18 آذر‌ماه سال 1390 ساعت 09:04 ب.ظ http://arshadane.persianblog.ir

سلامن علیکم و رحمته الله و برکاته...
ببین فرزندم من اول فکر کردم طرف یا ژست گرفته یا بازیگری چیزی بوده در تعزیه... بعد که رفتم عکسای کامل رو تو گوپلاس دیدم ...کاملا نظرم تغییر کرد کلی هم دوستش میدارم...حالا نظر شریفتان برای عکس 25 و 26 را خواستارم...پیشاپیش از بذل محبت و توجهتان کمال تشکر را دارم

حسین جمعه 18 آذر‌ماه سال 1390 ساعت 09:10 ب.ظ

سلام به مهتاب بانوی عزیز
این عکس های 25 و 26 رو دیدم
عکس 25 دچار یک ناهمگونی با بقیه عکس ها هست
عکس 26 هم بیشتر عکس العمل شتابزده مردم رو نشان میده
خیلی نتونستم باهاشون ارتباط برقرار کنم

یک پیر جمعه 18 آذر‌ماه سال 1390 ساعت 09:23 ب.ظ http://arshadane.persianblog.ir

صحنه را دیدی؟
به نظر من دو بعد داره عکس 25 هر دو بعد هم به بقیه عکس ها میخوره...یکی اینکه نشون میده تو عاشورا هم قلبای غیر پاک هم پیدا میشن مثل اینکه طرف داره میگه قضیه حله از نوع بدش...از 1 بعد دیگه میشه به خنده ای که نمیخواد خنده باشه تعبیر کرد مثل 1 لبخند غمگین... چون من زیاد از این خنده ها میزنم همچین حسی داشتم...البته این صحبت من قصد توهین نداره و از قاب دوربین و میمیک صورت ایشون نظرمو بیان کردم...

حسین جمعه 18 آذر‌ماه سال 1390 ساعت 09:30 ب.ظ http://gheychee.blogsky.com

یه جوری عکس 25 شبیه پوز خند هست ... انگار توهینه
میدونستی مهتاب توو یکی از این بلاد کفر در اروپا، فک کنم سوئیس، علیه این جوور خنده ها میشه اقامه دعوا کرد؟
خیلی عقب افتاده اند جوون تو ...
همه که مثه ما با فرهنگ نیستن

یک پیر جمعه 18 آذر‌ماه سال 1390 ساعت 09:37 ب.ظ http://arshadane.persianblog.ir

ای خدا من 13 سطر نوشتم برای عکس 26 همش پاک شد
باشه کلش به معنی بود که یاد این حرف افتادم که ادم هرچی پیرتر میشی بچه تر میشی...
و هر چی جوونی دلت پاک تره و این ارزشمند تره....

یک پیر جمعه 18 آذر‌ماه سال 1390 ساعت 09:41 ب.ظ http://arshadane.persianblog.ir

من به شخصه اگر با فرهنگ جامعه باشم وای به اون جامعه

حسین جمعه 18 آذر‌ماه سال 1390 ساعت 09:44 ب.ظ

بچه یه کامنتتو پاک کرده اینهمه بغض کردی پس من چی که دیشب یه پستم رو این بی پدر خورد.....
دیشب اگه جات رو بلد بودم حتما خودم شخصا میومدم دنبالت که بیای با همون ناخنات چشاشونو در بیاری

یک پیر جمعه 18 آذر‌ماه سال 1390 ساعت 09:49 ب.ظ http://arshadane.persianblog.ir

این چه سیستمیه اخه بیاین پرشین یا ایران بلاگ والا ...ولی نه از اینا داره من دوست دارم همونجا باشید..
کامنت من جویده ای از مغز 2 روز نخوابیدم بود پسرم ...
من ناخون بلند ندارم که ... شما خودت تار بزن بلند کن...گفت کس نخارد پشت تو جز ناخن انگشت تو ... واو بده

حسین جمعه 18 آذر‌ماه سال 1390 ساعت 09:54 ب.ظ

وای مامانم اینا
میخوام از اینا

حسین جمعه 18 آذر‌ماه سال 1390 ساعت 09:57 ب.ظ

در ضمن نخوابیدنت هم از عوارض پیریه مامانی

یک پیر جمعه 18 آذر‌ماه سال 1390 ساعت 09:58 ب.ظ http://arshadane.persianblog.ir


خیلی قشنگ بود بازم از این شعر های نقض و باریک و البته لطیف دارین؟اخه لطافت رو میشه تو تک تک کلماتش حس کرد...
(از دور دیدم که ملایک در میخانه زدند )
الف دادن

یک پیر جمعه 18 آذر‌ماه سال 1390 ساعت 09:59 ب.ظ http://arshadane.persianblog.ir

اگر شمام کنکور میدادی میفهمیدی عوارضش دیگه چیا هست !

[ بدون نام ] جمعه 18 آذر‌ماه سال 1390 ساعت 10:02 ب.ظ

دلم برات تنگ شوده جونم (دانشجونم)
می خوام ...... نمیدنوم چیچی حافظا

[ بدون نام ] جمعه 18 آذر‌ماه سال 1390 ساعت 10:08 ب.ظ

مهتابه ما جیغ جیغوه
مثله یه بچه شیطونه

میزنی زمین هوا میره
خیلی بالا بالا میره

توو وبلاگا جیغ میکشه
روو اعصابم تیغ میکشه

بی خیاله درسو کتاب
همش پی حساب کتاب

حسین جمعه 18 آذر‌ماه سال 1390 ساعت 10:09 ب.ظ

ب بده مهتاب خانووم

یک پیر جمعه 18 آذر‌ماه سال 1390 ساعت 10:18 ب.ظ http://arshadane.persianblog.ir

بی تو ای قیچی شبگرد هرگز
با تو اما
پدرم را چه کنم ؟

حسین جمعه 18 آذر‌ماه سال 1390 ساعت 10:50 ب.ظ

بدترین اتفاق اینه که وسط یه مشاعره،
اعضای خونواده آدم همگی روو سر آدم خراب شن که فیلم های مشهد رو نشون بده
و تو کلا همه شعرات یادت بره

محمد جمعه 18 آذر‌ماه سال 1390 ساعت 10:52 ب.ظ http://migam.blogsky.com

سلام حسین جون
عکسا خیلی جالب بود . با عکس ۸ و ۲۷ و ۲۸ ارتباط بیشتری برقرار کردم . عکسا حرفای زیادی برای گفتن داشتن

حسین جمعه 18 آذر‌ماه سال 1390 ساعت 10:53 ب.ظ

میبینم که بازم منحرف شدیم از موضوع پست
من که عاشق این انحرافاتم
مخصوصا انحرافاته ....

حسین جمعه 18 آذر‌ماه سال 1390 ساعت 10:55 ب.ظ

سلام محمد جان خوبی داداش
آقا خوب کردی اومد فدای سلیقت بشم من
شرمنده اگه میبینی اینجا حرفای غیر مرتبط زده میشه
اینجوریه دیگه ما با دوستاموون خیلی راحتم و هدفمون دورهمیه همین

یک پیر جمعه 18 آذر‌ماه سال 1390 ساعت 11:11 ب.ظ http://arshadane.persianblog.ir

اره؟ باشه ما که میذاریم پای همون خانواده....ولی کم اوردیا...جواب منو هم ندادی اون بنده خدا منتظره ... برو بگو...
حسین خان بازم ما الان منحرف میشیم یکی میاد دادو بیداد ...فکر کنم ایندفعه پای ممدوسین بیاد وسط بگه پای پستهای من این کارا ممنوع...

حسین جمعه 18 آذر‌ماه سال 1390 ساعت 11:17 ب.ظ

مهتاب کم آوردن چیه جوونه ننه
آخه اوونایی که تو گفتی شعر نبود که
یه چیز دیگه بوود
بگم؟
بگم؟
.......
در ضمن الان فاطمه داره چپ چپ نگا میکنه احتمالا میاد ناخن های ناخن بلندارو میکشه

حسین جمعه 18 آذر‌ماه سال 1390 ساعت 11:24 ب.ظ

بی تو مهتاب شبی (شایدم نیمه شبی) باز از آن کوچه گوزشتم
فک نکن یاد تو بوودم
کار نداشتم ول می گشتم

حسین جمعه 18 آذر‌ماه سال 1390 ساعت 11:33 ب.ظ

هر شب این مهتاب
هی میاد توو خواب

البته به شکل کاووس میادا .... آدم سکته میزنه...
آدومی کله دوود مینه اینه مینه.....

یک پیر جمعه 18 آذر‌ماه سال 1390 ساعت 11:34 ب.ظ http://arshadane.persianblog.ir

یک پیر جمعه 18 آذر‌ماه سال 1390 ساعت 11:35 ب.ظ http://arshadane.persianblog.ir

بابا این با من سر ناسازگاری داره هرچی پست میزنم نمیاره..اصلا قهرم

یک پیر جمعه 18 آذر‌ماه سال 1390 ساعت 11:35 ب.ظ http://arshadane.persianblog.ir

ااااهههم ... محض اطلاع حضور انورتان شعر سپید شعریست که... بازم بگم؟
حیف نیست ادای اون خدا بگم بزرگش کنه رو در میازی؟ تو کجا اون کجا؟؟
یعنی میشه فاطمه گاز انبر؟؟؟ نه فاطمه گلههه...نه خودت 1 پا دایی محسوب میشی
...
امشب ممدوسین تو راه برگشته ؟؟؟

حسین جمعه 18 آذر‌ماه سال 1390 ساعت 11:41 ب.ظ

ای جانم این ننه نقلی ما کم آورده .... شما کلا کامنتهاتون سپیده .... ( سپیده هم آبجیه رز هست ... چیه خو) ... سپیده که جز خدتون کسی ازش سر در نمیاره

حسین جمعه 18 آذر‌ماه سال 1390 ساعت 11:44 ب.ظ

1) ممدوسین رفته عسلویه و احتمالا نت نداره
2) اگه از شوخیا ناراحت شدی ، ناش رو ور دار راحت میشی
3) جدا از شوخی ممنون که بودی
4) من دارم میرم بخوابم ..... بازم تا من رفتم نیای ترقه بندازیا
گووشتو میبرم .... توپتم پاره میکنم ..... برو دمه در خودتون بازی کن

حسین جمعه 18 آذر‌ماه سال 1390 ساعت 11:45 ب.ظ

شب خوش

حسین جمعه 18 آذر‌ماه سال 1390 ساعت 11:47 ب.ظ

ضمنا فردا شب نظرم رو راجع به تک تک عکسا میگم

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد