1) اوون لوله کشی که وختی میخواد شیر توالت رو تعویض کنه، واشر قرمز رو به شیر آب سرد میبنده و واشر آبی رو به شیر آب گرم.
2) اوون دانشجویی که سر جلسه امتحان اگه چاره داشته باشه، شلوار و شرتش رو هم در میاره میکشه روی برگه اش.
3) اوون استادی که جواب امتحانای پایان ترم رو دو ماه بعد از آغاز ترم جدید میده.
4) اوون گوساله ای که یه سوال رو ازت میپرسه و وقتی داری جوابشو میدی یهویی وسط توضیحاتت همون سوالو از یکی دیگه میپرسه.
5) اوون بی پدر و مادری که شایعه میندازه و ملت رو اینجوری مضحکه می کنه.
شوما هم اگه چیزی به ذهنوتن میرسه بگین...
هدر نو مبارک
من نظری ندارم
به جز ا*ح*م*د*ی*ن*ژ*ا*د
لدفن به محظ مشاهده این ککامنت ایو دیلیت کنید
ممنونم
ندا کامنت دومت خیلی باحال بوود
خب بذا زنگ بزنم بروبچ بیان ببرنت
اون اوستادی که گفته سوال امتحان تستیه،وقتی میری سر جلسه همه رو تشریحی داده،میگه فکر کردم گفتم تشریحی...
با گزینه ی 1 و 4 و 5 شدییید موافقممم
سلام رویا جان
آره اینی هم که گفتی بد رو اعصابه آدمه...
:دی دیلیتش کن خو :))
۴رو شدید موافقم!
اون دختری که اول یه چیزی نشون میده بعدن یه چیز دیگه نشون میده
اون مدیری که میگه تا مبینه ادم بیکاره یه کار چرت بیهوده میده که آدم بیکار نباشه
اون پسری که میبینه طرف با یکی هست ولی باز دست ور نمیداره
اون دختری که پرونده ازاله [...] تو دادگاه واسه یه بدبختی درست میکنه که خودشو قالب کنه
اون پیمانکاری که حراستو میخره تا برای مهندس ناظرش که اهل رشوه (یا اسکونت یا شیرنی یا هر اسم کوفتی دیگه) نیست پرونده سازی کنه بندازنش بیرون
اون بچه تازه از دانشگاه اومده ای که یادش رفته با پارتی یه اومده و فکرر میکنه خیلی حالیشه و خودشو واسه بقیه میگیره
مردی که یادش میره کی تو بدبختیا کنارش بوده و دوس دختر جوون می گیره
اون زنی که یادش رفته شوهرش برای رفاه و آسایش خانواده داره تو جهنم عسلویه جون میکنه و میز زیر یه بی شرف دیگه می خوابه
اون پدر سگی که ارث و میراث خواهرشو بالا کشیده و عین خیالش نیست
اون خرپدر بی ناموسی که موقع نئشگی دختر 5 سالشو با سیخ داغ میکنه بعد خمار که میشه بهش تجاوز میکنه
بگم بازم؟ بگم میون چه [...] کش های مادر[...] زندگی می کنیم؟
دونه دونشو به چشم دیدم که میگم. نه خبر روزنامه اس نه مستند تلوزون دیدم دونه دونشو
(معذرت اگه بد دهنی شد. قصد اصائه ادب ندارم)
راستی عکس وبلاگت هم خیلی خوشگله
کلکسیون گیاهشناسی زدی آقای دکتر مندل؟
اصاعه(اصائه/اساعه/اسائه/عصاعه/اثاعه/عسائه/.../عثاعه؟؟؟) ادب شد الان به کسی؟
:)
http://newdl.narinmusic.com/1391/91-2/20/Rastaak%20-%20Aloodeh.mp3
اینو گوش بدین بترکیم دور هم
نمونه گزینه دو:
ممدوسین - تاکستانی - نیما علمدار - حسین و الباقی خرخون های ورودی هشتاد
:)
دیده م که میگما
یه جای کامنت اول من یه غلط املایی داره
اگه گفتین؟
درستشو بنویسین. شک داشتم اما بررسی کردم دیدم اشتب نوشتم
اگه گفتیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن؟
سلاام آقا حسین آقاا
اون راننده تاکسی که وقتی پول خورد نداری ،تا انتهای مسیر یه ریز به ت غُر می زنه،وقتی ام رسیدی از ماشین که پیاده میشی باقیه پولتو لای یه اسکناس نو،هر چی اسکناسه درب و داغون و غیر قابل استفاده رو چپونده.
اون کسی که وقتی میبینه پای آدم خواب رفته(سِر شده) مییاد پاشو می کوبونه به پات،هواار که میکشی میگه ببخشید...
ممدو اون دختره دقیقا چیو نشون میده؟
آیا اون موقع شخصا حضور داشتی و به رأی العین دیدی؟
فرق اون چیز اول با چیز دیگه از نظر کمی و کیفی چیا بوده؟
اولا عکست خیلی قشنگیه
دوما حرفای ممدوسین خیلی خیلی خیلی خوب بوودمخصوصا اون مردایی که یادشون میره کی تو بدبختیاشون بوده....
و ایضا اون مردی که اصن حالیش نیس زنش ۲روز پیش درد زایمان رو تحمل کرده میاد باهاش کل کل میکنه و زنه هم برا رهایی میزنه تو سر خودش تا مرده خفه بشه
راستی چرا بعضی مردا اینقد خرن؟
دهن سرویس دیدی که میگی؟ انتظار داری بری عشق و حال بعد حاصل دود چراغ خوردن منو بنویسی نمره بگیری؟ نه داداش از این خبرها نبوده و نیست (اخر خوره بازی)
اولا سلامنلیکم جمیعا به بر بچ
ممدوسین ممدو رویا و فاطی
...
به رویا:
آره مخصوصا اونایی که هرچی کرایه میدی بقیه اش رو بر نمیگردونن
به ممدوسین:
آقا نظراتت بسی صائب بوود فقط بعد اومدی تهران در مورد اوو ... کش و مادر .... بهم توضیح بده. میدونی که من از این حرفا بلد نیستم
به ممدو:
خیلی دیوسه اونی که میاد سر قرار بعد همون اول میگه من باید یه ساعت دیگه برم
به فاطی:
سلام به به فاطی خانووم بابا چرا شوما آخه اینقدر به آقایوون لطف داری؟ هان؟
:))))))
به همون اندازه قورومساقه اونی که با یه ساعت تاخیر میاد سرقرار؟
عکس نو مبارک قیچی جون.
الان که حوصله ندارم برات بشمرم ولی یادم میمونه که هر وقت بی اعصاب شدم بیام پست شما و ایضا کامنت بچه ها رو بخونم حالم جا بیاد.
درباره اون اهنگه هم با اینکه خیلی رستاک باحاله ولی این نوشته رو بهش تقدیم میکنم.
میگویند... به زن نباید بال و پر داد.....میپرد! *
اما زنان فقط پرواز های عاشقانه را دوست دارند...!( بی دلیل نمیپرند)
میگویند... به زن نگویید دوستت دارم....خودش را میگیرد! *
اما زنان (فقط)..دستان عشقشان را میگیرند...و میگویند دوستشان دارند!
میگویند... نباید به زنان توجه زیاد کرد.. خودشان را گم میکنند. *
اما زنان وقتی گم میشوند....که عشقشان../بی توجهی کند. *
علیک سلام جوون واقعاً بلد نیستی از این حرفا حسین؟
یعنی میخوای بگی اونی که من اینا رو ازش یاد گرفتم این وبلاگو نمینویسه؟ یعنی ما چند تا حسین متفاوت داریم؟
یکی شاعره ای یه نوت شر کرده که:
دکمه های هم آغوشی ام درد می کند
اونایی که بلند بگن این یارو دقیقاً کجاش درد میکنه.؟
اونایی که خیلی دورو هستن
اونایی که دروغ میگن
اونایی که ملت رو خر تصور می کنن
اونایی که وقتی باهات کار دارن تابلو مهربون و خوش برخورد میشن ولی بعدش نمی شناسنت
و دوتا نمونه ی جوک:
اون همکلاسی که تا روز قبل از امتحان میگه من هیچی نخوندم و همین که امتحان کنسل میشه میگه این چه وعضشه من نصف جزوه رو خونده بودم
اون همگروهی که وقتی بهش میگی مقاله تو می فرستی کنگره دانشجویی فلان با اینکه نمی تونه بفرسته میگه من مقاله هامو فقط واسه کنگره های بین المللی می فرستم
- اوونی که امامزاده صالح رو توو تجریش دفن کرده که ملت اول صوبی زابراه بشن واسه رسوندن مادر و مادر بزرگشون به اونجا
خیلی جیگره اوونی که حتی مثالاش هم یه جورایی به درس و دانشگاه ربط داره
سلام بلادونا
یادم انداختی:
- خیلی دیووسه اونی که میگه من اصلا نخوندم بعد نمره ها که میاد میبینی 19/5 شده...
پس اون چند خط اولشو واسه چی نوشتم؟واسه اینکه اون که خیلی باحاله نیاد بگه دخترایی که همش از درس و دانشگاه حرف می زنن
مهتاب جون واسه چی اصاب مصاب نداری ننه ما که خعلی دوست داریم
می خوای شیرینی ندی که داری میری سر کار هااااان؟
شیرینی رو خووب اومدی بلی
برو من هواتو دارم
اونایی که سر امتحان با هم دعوا می کنن که تو بیشتر خوندی ... نـــــه تو بیشتر خوندی (اونم درسای فوق لیسانسو
)
و ایضا اون بی شرفی که بچه دارن از اونجایی که نرسیدن بخونن میگن و اون خیلی راحت میگه من سه دفعه خوندم
(حسین میدونه کیا رو میگم)
آرش، پویان، نیما
بچه سر امتحان زبان تخصصی داشتن گریه می کردن که اره استاده سوالای سخت داده یکی اومد گفت چیه سوالا؟
بقیه با گریه گفتن یه متن تخصصیو به فارسی ترجمه کنیم یه متن تخصصی دیگه رو به انگلیسی ترجمه کنیم
یارو گفت ول کنید اینارو سوالای سختش چیه؟
بقیه می خواستن از همون بالای کوه بندازنش پایین
حسین من که شیرینیو از مهتاب می گیرم حالا ببین

آخجون ممدوسین هم از درس و دانشگاه گفت
شما سه نفر از طفولیت با هم همکلاس بودین؟ کوفتتون نشه!
به بلادونا
ما از روز یکشنبه اول مهر 1380 ساعت 4 کلاس فیزیک عمومی دکتر صداقتی زاده با هم رفیق بودیم تا الان
یعنی 10 سال و 7 ماه و 18 روز و 19ساعت دقیقاً (با احتساب ساعت 11 که الان باشه)
هیشکی به لینکی که من دادم وقعی ننهاد
اگه از این به بعد لینک خوب بهتون دادم
پوففففففف
ممدوسین تو حساب کتابت بی نظیره من آخه تو حساب روزای هفته هم مشکل دارم واللو! خیلی خوشبحالتون. من از اونجایی که به شدت رفیق بازم کشته مرده ی رفاقتای اینجوریم(ببینم می تونم چشمتون بزنم)
اون لینک ممرضا رو من نتونستم دانلود کنم چون خوابگاه اجازه ی استفاده از دانلود منیجر رو نمیده خاک بر سر
خواهر اگر اعصاب نداشتم که اینجا ساکت نمیموندم که والووو امروز حوصلم نمیشه.

مگه من مثل بعضیام که شیرینی ندم ؟ها ها ها ؟
چی دوست دارین فقط یکی یکی بگید حاجتا قاطی نشه.
منم که اینجا بوق محسوب میشم .
باز امدی صفحه قبل؟؟؟؟؟
بی حوصلگیتو قربون(اسمایلی مهتاب)
من برگ می خوام با مخلفاتش به همین قانع م
تو چه سرعتی پیدا کردی تو برگ زدن این بلاگ هزار الله و اکبر
فدای تو بلی جون.برگ تو هر کجا دیگه.باشه قبوله
هم فدای تو ما بوروم
همه با مراما
همه رفیق بازا
ما بیشتر بوروم
همه همه .
مهتاب کشتمت مگه دستم بهت نرسه
بی خیال شو تو رو خدا
یعنی
تکبییییر
نمیشیم نمیشیم .
هچ جا نمیریم همینجا هستیم .
(با ریتم خوانده شود )
منم همبستگی خودمو با شما دو تا اعلام می کنم
دیدم حای خالیم داره اینجا به وضوح احساس میشه :دی خواستم یه خودی نشون بدم :ی
چطوری؟؟
دیوس دوست صمیمیته که واسه دوست پسرت چشم و ابرو میاد و پنهانی باش رابطه بر قرار میکنه .
دیوس مدیر مدرسه ماست که به همه 50 تومن روز معلمی میده ، به تازه کارا 20 تومن .
دیوس خدمتگزار مدرسه ماست که هر وقت از کنارش رد شدیم یه دستی به ما رسوند...
چقد دلم برای این روزا تنگ شده