توو دوره زمونه ای که تک صدایی جاش رو به دیالوگ داده، توو دوره زمونه ای که آدم ها یاد گرفتن چطور با هم ارتباط برقرار کنن و گفتگو و مذاکره نسبت به نزاع و درگیری و چماق کشی اولویت بسیار بیشتری داره، .... توی یه همچین دوره زمونه ای وختی دو نفر سر یه موضوع الکی وسط اتوبان ِهمت از ماشین پیاده میشن و با قفل فرمون میافتن به جون هم و یک ساعت و نیم به الافی ِ دوساعته ی معمول ِمردم اضافه میکن،...راجع به آدمهای چنین جامعه ای در خوشبینانه ترین و منصفانه ترین و مودبانه ترین حالت میشه گفت که فارغ از سن و سال و جایگاهی که تووش قرار دارن، خیلی بچه هستن.
این یعنی بی ملاحظه گی تمام .مثل همون آدمی که توی خیابون یک طرفه ماشینشو وسط خیابون میذاره و میره دنبال کارش و اون خیابون میشه بن بست.صاحب این ماشین دیگه قفل فرمون حقشه
....
لایک به یاسی. یه جاهایی مردم دیگه به تنگ میان. ظرفیت آدما فرق داره و یه موقعی فشار به حدی که آدما جوش میارن. هر کسی خودشو یه جور خالی میکنه. یکی با وبلاگ یکی با قفل فرمون.
بسته به سطح فرهنگ داره.
اییییییییییییش
بدم میاد ازین افراد بیملاحظه...
به به طراوت خانووم منزل تشریف بردین؟
کار خوبی کردین
حسین؟! چه لفظ قلم شدی!!! مرسی
نه بابا! اومدم دنبال آزمون زبان، تهران!
جمعه آزمون دارم. نیازمند دعای سبز همه ی دوستان سبز هستیم!
اصلن انتظارش رو نداشتی کسی باهات لفظ قلم یا جدی صحبت کنه؟

حالا برو ببینیم چیکار میکنی فردا؟
ضمنن مارو وارد بازی های سبز و رنگیه خودتون نکنید ما اهلش نیستیم
سلام
آدمهای اینجوری خیلی عامل اعصابن...فک کردن به همچین ادماهایی هم برام عذاب اوره...عصره حجره مگه!