متاسفانه بازم محاسباتم درست از آب در نیومد.....شرمنده

11.30 آماده میشه......این عکسا خیلی دیر لود میشن بی پدرا

خرید خانه

اصولا خرید خانه در هر کجا که باشد بسیار کار سخت و طاقت فرسا و گاهن غیر ممکنی هست....حالا چه رسد به تهران خراب شده که خرید خانه مانند این است که بخواهی بروی در صحرای آفریقا و از یک ماده شیر، یه لب بگیری و برگردی....یعنی گاو نر می خواهد و مرد کهن.....حالا اگر گاو نر و مرد کهن هم که باشی، هیچ تضمینی نیست که از نری و ایضا مردی، نیافتی و مقطوع النسل نگردی.......خلاصه این که من بنده (آیکون صالح اعلاء) هفته قبل یک عدد آپارتمان بسیــــــــــــــــــــــــار بزرگ 51 متری با پارکینگ و انباری را قولنامه کردم و الان درگیر جور کردن پول و باقی قضایا هستم.....از آنجا که اصولا شانس ما از روز ازل، قسمت کمر به پایینش را رایگان در اختیار دیگران قرار داده، ...لذا فروشنده خانه، یک پیرزن 80 ساله از آب درآمده که با چکش و فشار هم حرف به کله اش فرو نمیرود مع الاسف...ایشان فوق العاده مایه دار می باشد ولی حتی یک 1000 تومانی هم تخفیف نداد....خلاصه که اگر فقط یک روز چک هایم ( آیکونه چه خاکی به سرم بریزم) عقب بیافتد مطمئنم با مامور میاید سراغمان.....و یحتمل بقیه پست هایم را باید از زندان برایتان بنویسم....

پ.ن:

امشب سعی میکنم ساعت 11 شب، عکس های خانه جدید را رونمایی کنم.


اخلاق ها روی اعصابها

اخلاقهایی از من، روی اعصاب دیگران:

1) معمولا با تاخیر سر غذا حاضر میشم.

2) همه کفشام رو میذارم جولو در تا هرکدومو هر وقت خواستم، پا کنم.

3) کسی خونه نباشه، عمرن تلفنا رو جواب بدم.

4) هر وقت برم سر یخچال آب بخورم، ظرفشو همونجور خالی میذارم توو یخچال.

5) معمولا چراغ بنزینم روشنه.

6) گوشی موبایلم، کنترل تلویزیون، پنل ضبط ماشینم و دسته کلیدم اغلب زیر دست و پاست.

7) می خوام نماز بخونم، مهرو از تو جانماز ور میدارم و خود جانمازو میذارم سر جاش.. و نفر بعدی همیشه با یه جا نماز خالی طرفه.

8) وقتی غذا ، آش باشه، هم از همه بیشتر می خورم و هم غر میزنم به هرچی آش و آشپز و آشخور

9) نون که میگیرم، توو مسیر، از تمام نون ها، یه تیکه میخورم.

10) موقع چایی خوردن جلو بچه کوچیکا ، قند رو 1 متر پرت میکنم بالا.

و

.

.

.

اخلاق های دیگران، روی اعصاب من:

1) وقتی میخوام برم بیرون میبینم کفشام نیست و یکی برده جابجا کرده.

2) سر صبحانه قاشق مربا رو کسی بزنه توو پنیر.

3) وقتی تو حموم باشم، بیان بگن تلفن باهات کار داره.

4) پسرهایی که موقع حرف زدن با دختر، 180 درجه تغییر میکنن.

5) تعارف زیاد به مهمون.

6) یکی بره دستشویی و دمپایی ها رو خیس کنه.

7) موقع فوتبال، یکی هی سوال بپرسه راجع به بازی.
8) وقتی رئیسم با زنش تلفنی حرف میزنه و احوال پرسی میکنه، بجای اینکه بگه قربونت، میگه قویبونت.
9) زمان هایی که یک دختر توو جمع  زیاد راجع به درس و دانشگاه حرف بزنه.
10) کسی توو محیط کار دمپایی هاش فیشت فیشت صدا بده موقع راه رفتن.
11) کسی در جواب کامنتهای وبلاگش بنویسه "ممنون که سر زدی ..بازم اینورار بیا" ... یا یکی بره کامنت بذاره که "آپم بیا" ... و یا اینکه یکی بدون خوندن پستت، کامنت بذاره که "خیلی قشنگ بود".

و

.

.

.