روزها و ایام کلن و ذاتن خیلی با هم تفاوتی ندارن. اما بعضی اتفاقات کوچیک و بزرگ هستن که می تونن یک روز کاملن عادی رو تبدیل به یه روز خاص و اسپیشیال کنن. اتفاقاتی مثه، قبولی دانشگاه، پیدا کردن کار، سالگرد ازدواج، تولد عزیزان و ....
و خب به همین دلیله که امروز و امشب برای من خیلی خاص و شادی بخش هست.
امشب تولد فاطمه هست که اگر چه عمر آشنائیمون فقط کمی بیش از دو سال هس، اما انگار سالهاست میشناسمش و همیشه با اینکه به لحاظ مسافتی خیلی از هم فاصله داشتیم و داریم، فک نکنم روزی باشه که به یادش نباشم.

فاطمه جان عزیزم، آبجی خوب و دوست داشتنی. تولدت هزار بار و هوار بار مبارک و از همین دور همه ی آرزوهای خوب و دست یافتنی رو برات از خدا خواهانم. تقارن تولد امسالت با این شبهای عزیز رو هم به فال نیک میگیرم و امیدوارم در کنار همسر خوب و دو تا گل ِ دوستداشتنیت، همیشه خوش و برقرار باشی.
یکی از بازی های زیبا و فاخر که از قدیم الایام بین دوستداران ادبیات ایرانی رایج بوده، مشاعره هست. می خوام هر کی میاد اینجا، با آخرین حرف شعر نفر قبل، یک بیت شعر بگه.
*********************
اشعاری که انتخاب می کنیدسعی کنید حتمن زیبا و فاخر باشه تا اینجا به یادگار بمونه و دایره محفوظات شعری بقیه دوستانتون هم گسترش پیدا کنه...

برای شروع، شعری زیبا از محمد علی بهمنی انتخاب کردم که در ادامه ی مطلب میتونید مشاهده کنید.
