
مکان: تهران - میدان هاشمی - مسجد حضرت علی اکبر
زمان: سال 1364
نفر اول از سمت راست: حاج آقا رضوی، روحانی انقلابی دیروز و محافظه کار امروز، نماینده دو دوره ی مردم یزد در مجلس شورای اسلامی، اصلاحطلب، در حال حاضر امام جماعت همان مسجد حضرت علی اکبر می باشد. بدش نمی آید دوباره در سی آست به بازی گرفته شود.
نفر بلند قامتِ موجود در عکس: "بابا"، در حال ایراد سخنان آتشین برای نیروهای داوطلب، فرمانده ی اسبق، معلم سابق، بازنشسته ی فعلی، ایشان هنوز هم با حفظ تمام کله شققی هایش به لحاظ فکری، خیلی با آدم ِ موجود در عکس تفاوت نکرده است.
نفرات سمت چپ: نیروهای داوطلب برای اعزام به جبهه، خیلیهاشان شهید شدند، از سرنوشت بقیه هم اطلاع درستی در دست نیست.
........
شروع جنگ، آدم ها با گرایش ها و سلایق مختلف را به هم نزدیک کرد.
و پایانش، دل ها را از هم دوور ساخت.
دوووووووور...
و بـــــــی نهایت دوووووووووور...
به این قضیه که می گویند آدم ها بعضی روزها از دنده ی چپ بلند می شوند به شدت اعتقاد دارم. امروز برای من یه همچو روزی بوود. از خود ِ صلات ِ صبح که از خواب بیدار شدم، احساس کردم کُرره خره درونم به طرز هولناکی جفتک پرانی میکند. با حرکت های مذبوحانه ای که از خودم دیدم، اگر چرخش زمین به دور خودش بیش از 24 ساعت طول می کشید، بالیقین و بلاشک تا الان یک نفر را کشته بودم. یعنی پتانسیل این کار را در آن ته تهای اعماق اندرونم حس کردم.
.....
من آدم خیلی با وجدانی نیستم یعنی راستش را بخواهید وقت ِ با وجدان بودن را ندارم. اصلن وقت ندارم فکر کنم که با وجدان بودن وقت می خواهد یا نه. آدمی مثله من که هر روز صبح ساعت 6 از خانه می زند بیرون و می رود به جایی که اگر یک قدم آنورتر بگذارد از کره ی زمین پایین میافتد، وقتی ساعت 8 شب بر میگردد خانه، بیشتر حس و حالش شبیه سگ سوزن خورده ایست که دنبال یک سطح افقی می گردد که کپه ی مرگش را بگذارد تا فردا وسط جلسه چرتش نگیرد و طبیعتن برای یک همچین آدمی بازخورد رفتارش در نظر دیگران نباید چیزی فراتر از تخم مش قمبر ارزش داشته باشد که بخواهد وجدان درد ِ بعدش را هم تحمل کند.
با این حال شاید این از عوارض انسان بودن است که در همان لحظات کوتاهی که شب ها با خودش و افکارش خلوت می کند، نمی تواند راجع به اعمال آن روزش بی تفاوت باشد.
و من به فرض آدم بودنم به کارهای کرده و ناکرده ی امروزم فکر میکنم و الان خوشحالم که امروز با تمام مزخرف بودنش و با تمام وحشی بودنم گذشت و تمام شد.
پی احوالات اینروزهای فوتبال ایران نوشت:
بر این باورم که آدم اگر هر کدام از اعضای این تیم ملی فوتبالی که رفت و به لبنان باخت را ببرد و با "خر" عوض کند، صاب خر به شدت متضرر می شود.