خدایا
من خودم از همه بهتر میدونم چقد آدم مزخرفی هستم...اصلن رووم نمیشه ازت چیزی بخوام...ولی خب چیکار میشه کرد. تقصیر ِ خودته که یه نوری توو تاریکیه این شبا گذاشتی که یه آدمه روسیاهی مثه منم جسارت به خرج میده و خواسته هاشو بیان میکنه...
خدا ... وقتی پای تو وسط میاد خیلی خواسته ها مطرح میشه. ازدواج و اشتغال و خوشبختیه جوونا، عاقبت به خیریه پدر مادرا، بر طرف شدنه مشکلات اقتصادی و خیلی چیزای دیگه.
اما راستشو بخوای من توو نخ ِ اوون "لباس عافیتت" هستم که همه جا حرفش هست. نمیدونم این لباس دخترونه هست، پسرونه هست، بچه گونه هست...اما هرچی که باشه، مطمئنم اونقدی هست که به تن ِِ این بچه های سرطانی بره.
خدا به حق ِ اوون بنده های خووبت امشب همشونو شفا بده...یا اگه خووب شدنی نیستن، اگه قراره ببریشون پیشه خودت، پس به داد ِ دل پدر مادراشون برس...
اصلن خودت هر جوور صلاح میدونی توو این شبا یه کاری براشون بکن...
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
1)

2)

3)

4)

5)

6)

7)

8)

9)

10)

باید خیلی مرد باشی که تمام ِ دنیا و متعلقاتش را، تمام وابستگی ها را زیر پا بگذاری نیمه های شب، برخیزی، وضو ساز کنی نماز بخوانی، عبای درویشی به تن کنی، مقداری نان و خرما برداری و در دل تاریکی ِ شهری که هر گوشه اش دشنه ای از سر ِ کین در کمین ِ توست، بروی در خرابات به دیدار ایتام و بی نوایان، دست ِ محبت به سر رویشان بکشی و حلالیت بطلبی...و کسی نداند این مرد مهربان، این مرد بادستان ِزبر، این مرد گرم و صمیمی، همان قهرمان خیبر است، همانیست که به گوشه ی چشمی هر دو عالم را زیرو روو میکند.
و فقط همین امشب که نبودی و نرفتی، کافی بوود تا دل ِ ایتام برایت یک دنیا تنگ شود و پُرسان پُرسان خانه ات را پیدا کنند...ای همیشه خانه ات آباد.
اما
آقا جان
من اینجا، سالهای سال است که تنهایم، گم شده ام، پرتاب شده ام به این عالم ِاز دو سر بی نهایت، و چشم انتظارم تا نیمه های شب همچون تویی در ِ خانه ام را بزند و نظَری کند...کاش می آمدی تا با تو از غصه هایم بگویم. از قصه ی دلتنگی هایم بگویم، از خطاهایم بگویم....
من هنوز هم تو را خووب نمیشناسم اما آنچنان که شنیده ام و خوانده ام و دلم گواهی می دهد، گمانم بر اینست که باید خیلی مَرد باشی......................................
توو دنیایی که داشتن ِ برنامه و سیستم، شرط اصلیه موفقیت در تمام عرصه ها از جمله ورزش هست، اینکه یه ورزشکار خود ساخته ای توو کشور ِ بی حساب کتابی مثه ایران رشد کنه و به مدال المپیک برسه، واقعن دست مریزاد و خداقوت و دمت گرم و ایول داره.
حمید سوریان از اوون ورزشکارایی هست که حالا با 6 طلا، پر افتخارترین کشتی گیر ایرانی به حساب میاد...
حاج حمید دمت گرم پسر خیلی حال دادی. توو زمونه ای که شادیهامون کم شده، تو خیلی شادمون کردی...
به همه ایرانی ها تبریک میگم...
