اینکه در فاصله ی هشتاد و چند روزه ی غدیر خم تا سقیفه، چه اتفاقی افتاد که عموم مردم، تصریحاتِ حضرت خاتم را فراموش کردند و اینکه چرا علی ابن ابی طالب هیچگاه نه در ماجرای سقیفه و نه در نهج البلاغه برای اثبات ِ حقانیتش به ماجرای غدیرخم استناد نکرد، سوالیست که همواره تاریخ در برابر آن سکوت پیشه کرده است.
با همه این احوال، نمی توان در فوق العاده بودن و خدایی بودن ِمردی که حضرت مصطفی او را در غدیر خم ولی خود خطاب نمود، شکی به دل راه داد.
سلام پسر
عیدت مبارک
راجع به کسی نوشتی که خیلی دوسش دارم و این دوست داشتن اصلا دلی یه می دونی
سلام و عید شما هم مبارک و فرخنده ...
تفلسف فیلسوفانه ی عیدانه ی جالبی بوود،اینکه همچی سوالی رو اینجا عنوان کردی،و بعد یه پایان بندی خووب و نبود هیچ گونه شک در مردی و مردونگی حضرت علی(ع) رو بیان کردی،همین چند خط رو ممتاز می کنه...
و برای من میشه بهونه واسه اینکه از همین تریبون عید غدیر خم رو تبریک بگم... :)
همیشه شاد باشید.
ممنونم از نگاه تیز بین و ذهن ژرف اندیشت رویا جان
ایشالا این عید به شما و خونوادتون هم مبارک و فرخنده باشه...
بحث سقیفه و غدیر بحث سنتهای اجتماعی و اختیار انسانی است. حضرت علی و حضرت فاطمه هردو در ماجراهای سقیفه و بعد از آن نه تنها به غدیر بلکه به آیات صریح قرآن در این خصوص هم اشاره کردند.
اما بحث سقیفه بحث هنجارها و سنتهاست. سنت اعراب انتخاب بزرگتر و ریش سفید تر بود در حالی که علی جوان و شوخ طبع بود.
علی روح دین رو که انتخاب و اختیار انسانها بود درک کرده بود. مصداق آیه « انما انت مذکِر لست علیهم بمصیطر» بود. کسی که می دونست حق فقط با انتخاب اختیاری انسانها مشروعیت اجرایی پیدا می کنه.
زمانی از غدیر نگذشته بود که آدمها فراموش کنند و نیازی به یاد آوری باشه. فقط مردم تحمل سنت شکنی محمد رو برای انتخاب علی (که نه رئیس قبیله بود و نه اشراف و نه چیز دیگری) نداشتند. و ترجیح دادند بین سنت ریش سفیدگرای اعراب و وصیت پیامبرش، دومی رو انتخاب کنند.
ایشون در نهج البلاغه و در جریان سقیفه اشاره ای به غدیرخم نکردند. و در سالهایی که خانه نشین بودند هم هرچند هیچگاه از بیان حق مسلم خود برای خلافت باکی نداشتند و درنگی نمی کردند، لکن کمترین استناد ایشان به حادثه ی غدیر خم بوود که علت هم همانیست که گفتی. یعنی بحث مشروعیت عام از جانب مردم رو ظاهرن مقدم می دونستند بر خلیفه اللهی بودنشان.
یه سوال!!! آیا از دید همه ی آم ها علی فوق العاده و خداییه!!؟؟! یا این که ما ایرانی ها با شاخ و برگ دادن به بعضی چیز ها از اون ها موجود افسانه ای میسازیم!؟!؟.....
سلام دوست.
من قضاوت خودم را گفتم و در جایگاهی نیستم که عقیده ام را بر همگان تعمیم دهم. اما اگر ما ایرانی ها به هر موجودی بیش از آنچیزی که هست شاخ و برگ دهیم (که می دهیم) از آن موجود اسطوره نمی سازیم که هیچ، اتفاقن شان و منزلتش را تخفیف و تنزیل می دهیم. حال آن موجود می خواهد علی باشد یا غیر علی.
اما به گمانم با مطالعه متون و اسناد به جا مانده از اهل سنت و شیعه و مورخین غیر مسلمان، کم و بیش می توان به فوق العاده (نه فوق بشر) و خدایی (نه خدا) بودن ِ علی پی برد و در طریق معیشتش و سَبیل ِ معرفتش گام نهاد...
یا علی در حرمت نور خدا می بینم*
جلوه حق ز کجا تا به کجا می بینم
ره تویی عشق تویی مروه تویی قبله تویی
خم ابروی تورا قبله نما می بینم
نجف و کرب و بلا را به خدا فرقی نیستم
در نجف هستم و کرب و بلا می بینم
من نگویم که خدایی به خداوند قسم
المثنای تجلای خدا می بینم
هرچه احمد(ص)شب معراج در افلاک بدید
ان در آیینه ایوان طلا می بینم
عیدتون با کمی تاخیر مبارک در پناه حضرت علی
نیومدید از مامان من عیدی بگیرید که :دی
عیدتون مبارک نشده هنوز:دی
حسین عزیز عیدت مبارک .
جیگر میگرای هم بلاگی عیدتون مبارک باشه ..
عیدیاتونم تو جیب جا نشه .
سلام به حسین و بچه های مهربون.
با کمی تاخیر عیدتون مبارک.