دوستان تهرانی و عزیزان شهرستانی، آقا پسرهای گل و دختر خانوم های ملوس. اگه دنبال یه جای متفاوت میگردین تا به اتفاق پارتنر گرامی آخر هفته را بروید اونجا و حالش رو ببرید و احیانا مقداری از پول بی زبان را به اونجای گاو بزنید، ... پیشنهاد من برای شما:
برج میلاد است.
مکانی (البته نه از اوون مدلاش ها) کاملا مناسب و بسیار زیبا برای گذراندن بهترین ساعات عاشقانه.

خوب فک کن الان داری وارد برج می شی. به لابی همکف که پا می زاری، همونجا باید نفری 100 هزار تومان ورودی بدی البته بحث نوبت و اینها هم که قبلا رعایت شده و شما مدت ها ثبت نام کرده بودی و تازه اسمت در اومده.
خوب ورودی رو که دادی احتمالا این حس بهت دست میده که عجب آدم مهمی شدم فک کن واسه اومدن اینجا این همه مایه دادم. بعدشم احتمالا سعی می کنی از همه چی نهایت استفاده رو ببری که چاله 100 تومن رو پر کنی. مثلا هی همه چیزه عادی رو بادقت نگاه می کنی. من که حتما یه سری هم به دستشوییش می زنم.
خوب حالا می خوای بری بالا رستوران گردان. شیش تا آسانسور وجود داره که اینکار رو برات می کنه و جوری میبرتت که کل شهر رو هم ببینی. شایدم یه اوشکولی بخواد از پله ها بره که خوب اگه کسی از شما رفت، حتما تعداد پله هاش رو بشمره و به من بگه. آخه من دفعه قبل شمارش از دستم در رفت.
ولی خداییش وقتی میری میرسی به ارتفاع حدود 280 متری، خیلی حال میکنی. جو میگیره آدم رو در حد المپیک. از اون ارتفاع کل شهر زیر پات هست.

اووی کجا داری میری میشینی، رستوران؟...
وایسا... اول ورودی.... نفری 20 تومان ناقابل.... خوب... دادی؟... آفرین... حالا یه خانوم با کلی قر و فر و ناز و گاز ، منو رو میاره، چی میخورید؟ ... خوب ساده ترین چیز بستنی هست اینجور مواقع...دو تا بستنی طلا از قرار هر کدام 400 هزار تومان که یه ورق طلا روش بکار رفته...

گرونه؟ ... نه بابا پولی نیست که.... پول تو جیبی یه روز منه ( آیکون بچه پررو ، بزنی لهش کنی)...
نه ممنون ما شام می خوریم... یه پرس یعنی دو پرس جوجه کباب بیارین با مخلفات، ... چقدر می شه؟... نفری 145 هزار تومان با مخلفات
عجب موقعیت نافرمیه خدایی، اگه زیر بار اینم نری، جی افت دیگه آدم حسابت نمی کنه... خسییس. یه شب که هزار شب نمی شه.
خلاصه کل حقوق یک ماهت رو یک جا به فاK میدی. بعدشم که جی اف عزیز رو میرسونی خونه و یه بوس کوچولو میچسبونی. وایمیستی بره خونشون، از دور یه بای بای می کنی، مطمئن شدی که رفت، دو دستی می کوبی رو سرت.
آخه احمق تو که واسه هزار تومن کله ملق میزنی، مجبوری از این غلطا کنی؟
...
...
...
نتیجه اخلاقی: حسی در آدم ها وجود داره که فک می کنن هرچی واسه چیزای مسخره و معمولی بیشتر پول بدن، کلاسشون بالاتر میره و بدتر این که برای رسیدن به این کلاس کاذب بعضی مواقع کارایی می کنن که بعدن مثل اون حیوونی که الان اسمش یادم نیست از کارشون پشیمون میشن.
نسل قبل از ما:
قهوه خونه، کاپاره، کلاه لگنی، قمار، دیسکو، سیبیل کلفت، دستمال گردن، نومه های عاشقونه، ورق بازی، مرام و معرفت، کشتی، و...
.
نسل بعد از ما:
کافی شاپ، آی پد، نت بووک، فیسبوک، چت روم، خز بازی توو پارک پردیسان، آب بازی تو پارک آب و آتش، اس ام اس، شلوارک، پارتی، و...
.
نسل ما:
جنگ، مدرسه های سه شیفت، نیمکت های سفت، کنکور، بی کاری، دید زدن های دزدکی، بوسیدن های دزدکی، شماره دادن های دزدکی، صف نون، صف گوشت، سرکوفت خانواده، لکنت زبان هنگام حرف زدن با جنس مخالف، و ...
.
.
.
.
پ.ن: شارژ اینترنت تمام شد، دعا کنید زودتر شارژ کنم و بیام توو این هفته.
سه ماه پیش تو کلاسی که از طرف اداره برگزار شد باهاش آشنا شدم. یه دوره آموزشی دو هفته ای که استادش از خارج اومده بود. اون سنش از ما بیشتر بود و کارای هماهنگی با استاد و توافق نامه های فنی رو هم پی گیری میکرد. خودشم که فوق لیسانس هوافضا داره.
بعد از پایان کلاس ها یه روز تو ناهارخوری از دور دیدمش که کچل کرده بود. علتش رو از بچه ها پرسیدم، گفتن هر سال اینجوری میره اعتکاف. بعد از یه مدت دیگه دیدمش، بازم مو نداشت... بچه ها گفتن با پدر مادر و خانومش و بچه 2 سالش رفته بودن مکه.
دیروز دیدمش... بازم مثل دوبار قبلی تو نهارخوری... و بازم مو نداشت. این بار از کسی چیزی نپرسیدم... چون اول نشناختمش و بعد که دقت کردم شناختم.
امروز رفتم پیشش یه سری نقشه ها رو که سیستم اوونا طراحی کرده بود ، ازش بگیرم که نبود... همکاراش گفتن حالش خوب نبود رفته مرخصی... گفتم چرا؟ ... جوابی ندادن و فقط گفتن براش دعا کن.
همزمان با این قضیه، تووو قسمت ما، همه داشتن زیراب همو میزدن واسه دوزار پاداش بیشتر.
تف به این زندگی...