وقتی نهار امروز که گوش شیطون کر، حضرات یک عدد ماست موسیر ضمیمه اش کرده بودن، خوردم، به اتاق اومدم و صندلی رو دادم عقب و لنگ هام رو دراز کردم کنار اون فن کوئل سگ مصعبی که تمام تابستان امسال باد گرم از خودش در می کرد. اومدم چرتی 5 دقیقه ای بزنم که سید حسین بی هوا وارد اتاق شد با سینی پر از چای... چای رو روی میزم گذاشت و با حالتی شبیه تمسخر گفت آقا مهندس بخور خوابت میپره.... و رفت... و من نرسیدم که بهش بگم سید جان به جدت قسم ما که تمام عمر خواب بودیم این 5 دقیقه هم رووش...
رووش یعنی رووش نه این که تووش. چون تفاوت قیمت رووش با تووش از زیر زمین هست تا پشت بام.
پشت بام که زمانی محلی بود برا درس خوندن من واسه کنکور.
کنکور یعنی کووونه آدم کوور می شد تا برسی به انتخاب رشته.
رشته یعنی همون مایملک مردونه که حرف زدن راجع بهش جلو خانوما خیلی زشته.
زشت مثل دختر عباس قصاب
که با پسرای محل چپ و راس میزد لاس.
لاس یعنی لاس وگاس
یونیورسیتی آف آل کان زاس.
همون خراب شده ای که اگه پذیرش گرفته بودم، اقلاکن یه کان شده بودم.
و الان که قبول نشدم، مجبورم بشینم تو اتاق و صندلی رو بدم عقب و لنگ هام رو دراز کنم کنار اون فن کوئل سگ مصعبی که تمام تابستان امسال باد گرم از خودش در می کرد.
دوست دارم هر شب قبل از آنکه خواب میهمان چشمان خسته ام شود، بنشینم بر بال پرنده خیال، این موهبت قدسی، پرواز کنم بروم به خانه رویایی ام... خانه ای تکیده در ناکجا آباد، مجاور یک اتوبان دوطرفه ... هنگامه غروب خورشید، از قاب پنجره بنگرم به رفت و برگشت های تکراری در اتوبانی که ابتدا و انتهایش به بی کران می پیوندد. ...
و خورشیدی که تاب دیدن این تکرار را ندارد و غروب می کند
و من که گویی بیرون زمان ایستاده ام و زاز زار گریه میکنم
و باد ملایمی که می وزد
.
و صدای اذانی که از دور دست ها به گوش می رسد.
.
و منی که همچنان زاز زاز گریه می کنم

خوب بلدیم خودمون دهن خودمونو سرویس کنیم و ظاهرا خیلی هم از این کار لذت می بریم.
از بین این همه شغل میریم داور فوتبال میشیم تا تو استادیوم آزادی صد هزار نفر یکصدا و بصورت کاملا موزون بگن شیر سماور اونجای داور یا توپ تانک فش فشه داور ما...
میریم سینما اخراجی های 3 رو میبینیم به قیمت لگدمال شدن شعورمون.
میدونیم شمال آخر هفته شلوغه ها، بازم می خوایم بریم شمال میذاریم پنجشنبه ها.
به هر اوشکولی که آیدیش شبیه دختره پی ام میدیم.
حالمون از برنامه های تلویزیون بهم می خوره ها، ولی بازم میشینیم همشو میبینیم مو به مو.
اینو خوب میدنیم اگه آقا پلیس بگیردمون، تلافی دعوای شب جمعه با خانومش رو سر ما خالی میکنه ها، بازم تو اتوبان 140 تا سرعت میریم انگار سگ دنبالمون کرده.
می دونیم طرف از اولش هم هممونو اسکل کرده بودا، بازم یه شبه رئیس jomهورش میکنیم
.
...
و در همه این موارد خیلی هم اتفاقا حال می کنیم.
واقعا خیلی باحالیما.