موضوع ِاعزام تعداد نامعلومی جنگنده F-22 به امارات متحده عربی، چیزی نیست که بسادگی بتوان از کنارش گذشت و از معدود اخباری هست که اینروزها ذهنم را مشغول کرده است.

F-22 نوعی جنگده فوق مدرن با سرعتی بالغ بر دو ماخ و ساختاری کانفرمال و مهماتی اینتِک می باشد و به اعتقاد وزارت دفاع آمریکا، عملا در صحنه درگیری های هوایی، بی رقیب است.

باید توجه داشت که آمریکایی ها برای تثبیت برتری هوایی شان در منطقه خاورمیانه، به هیچ عنوان نیازی به اعزام این نوع جنگده ها ندارند و با تجهیز کشورهای هم پیمانشان نظیر ترکیه و عربستان سعودی به بالغ بر 1000 جنگنده 16-F، عملا با فاصله زیادی نسبت به کشورهای تهدیدزا، قدرت اول منطقه هستند (مقایسه شود با ای.ران که تعداد جنگنده های راهبردی اش، دو رقمی است).


پیشنهاد نجومیِ ژاپنی ها برای خرید این نوع جنگنده ها، تاکنون با پاسخ روشنی از طرف ایالات متحده مواجه نشده است.
نکته جالب اینکه حتی آمریکایی ها تاکنون این جنگنده ها را به اسرائیل که متحد استراتژیکشان هست هم نفروخته اند.

حال اعزام این نوع جنگنده ها با این سطح از تکنولوژی به امارات، کمی عجیب و مشکوک به نظر می رسد. قطعا مسائل و تنش های اخیر بر سر جزایر سه گانه، در این تصمیم بی تاثیر نبوده است. اما اینکه چقدر از این اقدامات جنبه توازن وحشت داشته و چقدرش جنبه یک تهدید جدی را دارد، حقیقتا در هاله ای از ابهام قرار دارد.

البته تحلیل شخصیه خود من این را نشان می دهد که با توجه به نزدیک بودن انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، بعید بنظر می رسد دولت مردان این کشور دست به اقدام نظامی بزنند. تجربه تاریخی هم همین را نشان می دهد که هیچ کدام از روسای جمهور ایالات متحده در طول تاریخ، در سال پایانی ریاست جمهوریشان، وارد جنگ جدیدی نشده اند.

شاید هم واقعا به راند آخر ِبازی با مرگ نزدیک می شویم...در اینگونه مواقع که طرفین حسابی برای هم شاخ و شانه میکشند و جنگ سرد به مرحله انفجار میرسد، باید مواظب بوود یک نفر دیوانگی بخرج ندهد.
من امیدوارم در میان خلبانان و خدمه های F-22، کسی مثله دکتر استرنج لاو پیدا نشود......

لب گرفتن در کوچه های بن بست و به هم تنیده شدن ِدو نفر در داخل ماشین و مانتوهای کوتاه تا بالای باسن و ردوبدل کردن چشمک و اخمک و شماره تلفن و ... در پارک و کوی و برزن، همه و همه تصاویری است که به کرات در طول روز با آن مواجه می شوم و دیدنشان جزئی از روزمرگی هایم تلقی می شود. فارغ از قضاوت در مورد قبح این اعمال و یا سنجش آن با ترازوی شرع، اگر منصفانه به قضیه نگاه کنیم در میابیم که غریزه جنسی، جزء اولین نیاز ها و حتی بهتر بگویم جزء اولین حقوق هر انسان بشمار می رود که سرکوب کردنش و به رسمیت نشناختنش با تلفیقی از واپسزدگی و افراط گرایی باعث ظهور تصاویری چرک در سطح جامعه می شود و این حق و نیاز طبیعی را مبدل به یک تهدید اجتماعی نموده و تا سطح یک بیماری روحی روانی، تنزیل می دهد.
به زبان خودمانی تر بخواهم بگویم، این می شود که نیاز آدمیزاد به بوس و ناز و گاز و ل.یس و ل.اس و ...، دست کمی از نیازش به آب و غذا و اکسیژن و پوشاک و مسکن، ندارد و کتمان این حقیقت هم چیزی از نیاز آدمی کم نمیکند.
به عقیده من
همه.................................
تلاش میکنند......................
متفاوت باشند....................
و متفاوت می شوند.............
غافل از اینکه
همین تفاوت.......................
میشود..............................
عین ِ.................................
تشابهشان.........................