این رابرت ِتمام نشدنی (بالاتر از خبر)


چند شب پیش طبق عادت شبانه، داشتم پرس تی وی تماشا می کردم که دیدم بنرهای تبلیغاتی رابرت موگابه را در خیابان های زیمباوه نشان می دهد. بعد دقت که کردم متوجه شدم که ظاهرن انتخابات ریاست جمهوری این کشور قرار است برگزار شود. موگابه 89 ساله که بیش از بیست سال ریاست جمهوری این کشور را بر عهده دارد، اخیرن بخاطر فشارهای بین المللی، با تغییر قانون اساسی مبنی بر محدود شدن دوره ی ریاست جمهوری به حداکثر دو دوره ی چهار ساله موافقت کرده. هرچند جناب ایشان که ماشالا خیلی زرنگ تشریف دارند، این قانون را برای از حالا به بعد تصویب کرده و این یعنی حضرتشان در 89 سالگی هم می توانند برای هشت سال همچنان در مسند قدرت باقی بمانند. قهرمان مبارزه با امپریالیسم و استعمار، در حقیقت عامل اصلی عقب افتادگی و تورم چن صد درصدی در زیمباوه هست. امروز در اخبار خواندم که ظاهرن ایشان مجددن به عنوان ریاست جمهوری برگزیده شده اند. خواستم بگویم یک همچین متحدانی دارد ایران در عرصه ی بین الملل...

برگرد (برداشت آزاد)



عکس: امین نظری

آهنگ : محمد علیزاده


اوک وش واما، در سرزمین بوق های ناهنجار (به قلم من ... به روایت تصویر)

نام آفریقای جنوبی که می آید خیلی از ما یاد نلسون ماندلا میافتیم، یاد معادن طلا، نژاد پرستی و رژیم آپارتاید و ... حتی ممکن است آفریقای جنوبی ما را یاد بوق های معروف به vuvuzela بیاندازد که در خلال جام جهانی 2010 در ورزشگاهها از سوی تماشاگران استفاده میشد و صدای ناهنجارش داد همه ی خبرنگاران و حتی بازیکنان را درآورد. به حدی که دولت این کشور ورود این نوع بوق ها را در ابعاد بزرگ و با صداهای نخراشیده به ورزشگاهها ممنوع اعلام کرد.






اما اینهایی که گفتم تمام ِ ظرفیت های سیاسی و فرهنگی این کشور نیست. در این کشور که به نسبت بسیاری از کشورهای دنیا، روند پیشرفت و مدرنیزه شدن را خیلی سریع طی کرده، رسوم و آیین های بسیار عجیب غریب هم کم یافت نمی شود که از مهمترین و عجیب ترین و حتی شاید دردناک ترین این رسوم می توان به جشن Ukweshwama اشاره کرد. این جشن که همه ساله در ماه دسامبر برگزار می شود شامل بخش های مختلفی است. 

اما مهمترین بخش این مراسم،  زورآزمایی انسان و یک گاو نر بزرگ است. گاو نر که قبلن انتخاب شده، وارد میدان می شود. بعد چهل مرد بالغ ، به مصاف گاو نر می روند. هدف این جشن نشان دادن شجاعت و جسارت مردان قبایل است. این چهل مرد باید با دستان خالی و بدون استفاده از هیچ وسیله ای، گاو را زنده زنده بُکُشند. به همین منظور در اولین اقدام، همه ی چهل مرد به روی گاو میریزند و آن را به زمین می زنند.






در مرحله ی بعد که بسیار دردناک است، دونفر به زور دهان گاو را باز می کنند و نفر سوم زبان گاو را می گیرد و به بیرون می کشد. این مرد باید آنقدر زبان گاو را بکشد تا پاره پاره شده و از حلقومش در بیاید. در این میان گاو نر نعره های بسیاری سر میدهد اما راهی برای فرار ندارد و نمی داند که این تازه اول ِ کار است. این بخش از مراسم بعنی بیرون کشیدن زبان گاو گاهی در حدود چند ساعت طول می کشد.






سپس نوبت به چشم ها می رسد. در این بخش، چشم های گاو مفلوک را با دست و یا جسمی نوک تیز بطور کامل تخلیه می کنند. بسیاری از جهانگردان که سالانه به تماشای این مراسم میروند، این قسمت را ترسناکترین بخش مراسم می دانند. بعد از تخلیه چشم ها، نوبت به مجاری تنفسی میرسد. دو مرد، به زور داخل بینی و دهان گاو را پر از شن می کنند تا دریچه ی نای گاو بصورت کامل مسدود شود. از طرف دیگر یک مرد هم Bیضه های گاو را چندین دور به هم میپیچد و به آلت Tناسلی اش گره می زند تا از همه لحاظ ناتوان شود.






در آخر هم چندین نفر، گردن گاو را به زور، به اندازه ی 180 درجه می چرخانند تا کاملن به حالت احتضار بیافتد. بعد از این مرحله که گاو به جان کندن میافتد، همه ی مردها به روی بدن حیوان رفته و هلهله و شادی و پایکوبی می کنند.






این یک نمونه از توحش انسان در دوران مدرن و پست مدرن است. حالا شما بروید و در فرهنگ سایر ملل هم جستجو کنید. مطمئن باشید از این مدل توحش ها در پوشش رسوم و سنت های تاریخی، به وفور یافت می شود.

شاید اگر توکا این پست را نوشته بوود، آخرش را با این جمله تمام می کرد: 

"بیچاره گاو، شاید هنوز نفهمیده بود که مرده است..."